سفارش تبلیغ
صبا

ساقی رضوان ( چهارشنبه 93/1/20 :: ساعت 6:21 عصر)


مجرد که بودم یه روز سوار اتوبوس به یه ایستگاه رسیدم و اکثرن خانوم های چادری سوار شدن و من چقد ذوق کردم و تو دلم گفتم چه محله ی خوبی ِ ...

چند سال بعد زمین چرخید و چرخید(!) و پسری از همون محله به همسریم دراومد و خونه مون توی همون محله شد...

حالا کوچه مون رو خیلی دوست دارم...

سر کوچه یه پرچم سبز هست که روش نوشته متوسلین به فاطمة الزهرا(س) و وقتی میخوام بپیچم توی کوچه حتمن باید از زیرش رد شم و بازم ذوق میکنم...




ساقی رضوان ( جمعه 91/1/25 :: ساعت 5:37 عصر)


به گل که فشار آوری

از دست می رود

از چشم نیز...




ساقی رضوان ( جمعه 91/1/18 :: ساعت 1:58 عصر)


رفیقِ نیمه راهِ علی؛

خرابه شده دلم،

بس که در غمت خراب شد...




ساقی رضوان ( چهارشنبه 90/10/21 :: ساعت 7:46 عصر)


کوتاه ترین دعای صحیفه ی سجادیه،

دعای هجدهم‌ش است...

همانند سن ِ مادر،

که هجده بود و کوتاه...




ساقی رضوان ( شنبه 90/1/27 :: ساعت 5:18 عصر)


ای بی قرار لحظه های فاطمیه

مُردم ز هجرت در عزای فاطمیه

آقا بیا یاری بده این اشکها را

سخت است بی تو روضه های فاطمیه


الهی اعنی بالبکاء علی الزهـــــراء... 


پ.ن: ‌وقتی برای چیزای دنیوی انتظار میکشم، تازه میفهمم برای اومدن تو انتظار نمیکشم!

پ.ن: خیلی گفتم بازم میگم دوستای مجازی هیچ وقت نمیتونن جای دوستای حقیقی رو بگیرن! دوستای مجازی وقتی دستت رو به سمتشون دراز میکنی دستتو که زود رها میکنن هیچ! شاید خون به دلت هم میکنن... اما دوستای حقیقی تا هر وقت بخای دستت تو دستاشونه... خدایا شکرت...

پ.ن: الهی تسلیماً لامرک...


التماس دعای فرج... یا علی...




ساقی رضوان ( یکشنبه 89/10/26 :: ساعت 12:15 عصر)


یا فاطمه(س)

امروز یک شنبه روز زیارتی ِ شماست بانو...

و این پست 135 اُمین پست ِ این وبلاگ!

135 یعنی فاطمه...


"آقای وکیل خوش به حالتون که به اسم کوچیک صداتون میکنن. پیداست هوای بچه هاشونو دارن. فرمودن: هم وکالت سید احمد رو قبول کن و هم پیشنهاد ازدواج فاطمه سادات رو. منظورشون همون دختره بود. فهمیده ام که همه برنامه ها رو چیدن، فقط ما باهاس اجرا کنیم..."

آخرین سطرهای کتاب "سری که درد... میکند" نوشته ی سید مهدی شجاعی...



با اینکه داستان بود ولی همین چند خط حسابی اشکم رو در میاره بانو...

وقتی یکی تمام زندگیش رو...

وای بانو خیلی درگیرت شدم ازون روز...

وقتی به یه ...  اینطوری نظر داری...

وقتی ...

با اینکه داستان بود ولی باورش سخت نیست از عظمت شما...


وقتی داشتم به 28 صفر فکر میکردم و اینکه چه کسی رو انتخاب کنم

تنها کسی که می تونست بین پدرت و میوه ی دلت عزیزترین باشه خودت بودی!

شک ندارم...

حالا هم یک شنبه شده و روز شما...

السلام علیک یا رسول الله...

السلام علیک یابن فاطمة الزهراء...


پ.ن: فاطمه گر چه حسینی باشد ... ضربان دل زهراست حسن

پ.ن: دلم تنگ شده برای نماز استغاثه به زهرای بتول(س)... وقتی توی مسجد النبی سر به سجده میذاری و میگی: یا مولاتی یا فاطمةُ اَغیثینی...

پ.ن: این جمعه ها که ختم به مختار می شود / بد جور دلم طالب دیدار می شود * ای منتقم بیــــا که به عالم خبر دهیم / شیعه عزیز است و جز او خوار می شود

پ.ن: کاش برف یاری می کرد و میذاشت...

پ.ن: همه ش افتادم رو دور اینطور عکس درست کردن!!


التماس دعای فرج... یا علی...




ساقی رضوان ( دوشنبه 87/2/30 :: ساعت 9:0 عصر)

 


چه شبی است امشب خدایا!

این اشک اینقدر مدام نباریده است...

چه کند علی با این همه تنهایی!

فاطمه جان!

چطور بگویم؟!

فراق تو سخت است...

سخت ترین است...تاب آوردنی نیست...تحمل کردنی نیست...

ای اشک! همیشه ببار!

که بتولِ رسول چون کشتی شکسته ، پهلو گرفته است...

ای جلوه خدا! زیستن بی تو چه سخت است...

خدا اگر نبود ، چه میکردیم با این مصیبت عظمی؟!

 




ساقی رضوان ( شنبه 85/3/20 :: ساعت 11:0 عصر)

  

دردهای علی بیش از ظرف درک و فهم ماست... داغ غربت علی کوه ها را از هم متلاشی می کند . اما فراق فاطمه تنها علی را داغدار نکرد بلکه چشم فضیلتها در داغ آن محبوبه پیامبر خون گریست و دیدگان ارزشها همواره گریان آن مظلومه تاریخ ماند . امروز اگر آسمان دل ما هم ابریست ، اگر هوای چشمان ما هم به رنج فاطمه و غربت علی بارانیست ، این تداوم همان گریستن های حسن و حسین و زینب و کلثوم است . آنان سر در آغوش و شانه پدر نهادند و گریه کردند و امروز ما در فاطمیه ای به وسعت ایران سر بر شانه مظلومیت شیعه می گذاریم و آرام آرام گریه میکنیم... و به عشق زهرا دل خوشیم و از شهادتش دل خون . هنوز هم سوالهای ما بی پاسخ مانده است . مگر فاطمه تنها یادگار حضرت رسالت نبود ؟ مگر سینه اش بوسه گاه محمد نبود ؟ مگر پیامبر هر روز هنگام عبور از برابر خانه فاطمه به اهل آن سلام نمی داد ؟ مگر مودت ذی القربی و توصیه قرآن و اجر رسالت رسول (ص) نبود ؟ مگر خدا خشم و رضای فاطمه را خشم و رضای خویش قرار نداد ؟

پس چرا آن همه گریه و اشک ؟ پس چرا آن همه بیحرمتی به حریم فاطمه ؟ چرا آن همه جفا بر آل محمد ؟ شهر اگر شهر تو نیست پس حمله به آن خانه چرا ؟  مرگ جانسوز چرا ؟ دفن غریبانه چرا ؟  

خدایا ! خداوندا ! یادگار فاطمه (س) را بر ما برسان تا عقده ای که به طول تاریخ مظلومیت شیعه بر صفحه دل عاشقان فاطمه (س) داغی دردناک حک کرده ، التیام بخشد...

 

رفتی اما زتو منظومه غم بر جا ماند

با دل خسته و بشکسته علی تنها ماند

 

التماس دعا... یا علی ...

 






سفارش تبلیغ
صبا