نام: | |
ايميل: | |
بيش از هر کس ، حسين براي آمدنت خوشحال شد .
دويد به سوي پدر و با خوشحالي فرياد کشيد : " پدر جان ! پدر جان ! خدا يک خواهر به من داده است ! "
.
.
.
.
و تو تازه زبان باز کرده بودي و پدر به تو اعداد را مي آموخت .
پدر گفت : "بگو يک!"
کودکانه و شيرين گفتي : " يک!"
پدر گفت : "بگو دو"
نگفتي!
پدر تکرار کرد : "بگو دو دخترم"
نگفتي!
و در پي سومين بار ، چشم هاي معصومت را به پدر دوختي و گفتي : "بابا ! زباني که به يک گشوده شد ، چگونه ميتواند با دو دمسازي کند؟!"
و حالا بناست تو بماني و همان يک! همان يکِ جاودانه و ماندگار!
شکوه نکن زينب ، با خدا شکوه نکن! از خدا گلايه نکن. فقط سرت را بر روي شانه هاي آرام بخش خدا بگذار و هاي هاي گريه کن. خودت را فقط به خدا بسپار و از او کمک بخواه. خودت را در آغوش گرم خدا گم کن و از خدا سيراب شو ، اشباع شو ، سرريز شو... آن چنان که بتواني دست زير پيکر پاره پاره حسين بگيري و او را از زمين بلند کني و به خدا بگويي : خدا! اين قرباني را از آل محمد قبول کن!
محل دفن سر ساقي لب تشنگان ، علي اکبر ، حبيب ابن مظاهر و ...
قبر سکينه دختر امام حسين (ع) و ام کلثوم دختر امام علي(ع)
سقف مسجد اموي ، دقت کنيد بعد از اسم پيامبر اسم ابوبکر و .... نوشته شده!!!
مدفن سر حضرت يحيي در مسجد اموي
قبر حضرت هابيل (ميگن 7 متره!!!)
مزار سکينه بنت امام علي(ع) که کمتر از 15 ساله که قبرش پيدا شده!!
بلندي هاي جولان ، اون وره سيم خاردارا دست اسرائيلياي جلاده!!!
قبر محسن شش ماهه سقط شده پسر امام حسين (ع) در حلب
ميگن تکه هايي از بدن زکرياي نبي اينجاس!(مسجد اموي شهر حلب)
پ.ن : سلام... نائب الزياره همگي بودم...ان شاءالله قسمت همگيتون بشه... چون فرصت نداشتم بيشتر از اين نشد که بشه...کلي عکس دارم ولي فرصت ندارم!
پيشاپيش سال نو هم مبارک...
موقع سال تحويل يادي هم از منتظر سراپا تقصير کنيد...
التماس دعا مخصوصا زائراي کربلاي ايران...يا علي...


بهر درمان از چه رو نزد طبيبان مي روي؟!
خرده نان از سفره زينب کفايت مي کند
بانوي زخم خورده تاريخ،
بانوي آنهمه شيون،
اينگونه با شتاب چرا؟
لحظه اي درنگ کن
نمي گويي کودکان،
سهم گريه هاشان را
با که قسمت خواهند کرد؟
بانو!
اي فرياد بلند حماسه جاويد کربلا!
برخيز!
گاه رفتن نيست...
تو سنگ صبور کودکان حسيني
تو لالايي خوان ياسها
در ظهر خون و آتشي
تو يادآور فريادهاي کودکان هستي
مباد! بي حضور بزرگت...
اي بانوي زخم خورده تاريخ!
اينگونه با شتاب چرا؟
بعد از تو کدام شانه ها،
تنهايي اين آوارگان از وطن رانده را
تسکين خواهد داد؟
اي خاتون هر چه مصيبت!
مباد! بي حضور بزرگت...
پ.ن : سلام... اومدم حلاليت بطلبم...اگه بدي يا خوبي اي ديديد حلال کنيد... ان شاءالله تا چند روز ديگه راهيه دمشق هستم و نائب الزياره شما...
دعا کنيد بتونم زيارتي با معرفت داشته باشم و وقتي برگشتم آدم شده باشم...
التماس دعا....يا علي...