نام: | |
ايميل: | |

چه شبي است امشب خدايا!
اين اشک اينقدر مدام نباريده است...
چه کند علي با اين همه تنهايي!
فاطمه جان!
چطور بگويم؟!
فراق تو سخت است...
سخت ترين است...تاب آوردني نيست...تحمل کردني نيست...
اي اشک! هميشه ببار!
که بتولِ رسول چون کشتي شکسته ، پهلو گرفته است...
اي جلوه خدا! زيستن بي تو چه سخت است...
خدا اگر نبود ، چه ميکرديم با اين مصيبت عظمي؟!
شهيد چمران :
اي خداي بزرگ ! دست از جهان شسته ام و براي ملاقات تو به کربلاي خوزستان آمده ام . از تو ميخواهم که مرا با اصحاب حسين (ع) محشور کني ، آرزو دارم که بر خاک داغ خوزستان در خون خود بغلطم ، و به ياد عاشوراي حسين (ع) خود را در قدم مقدسش بيفکنم ، و اين عقيده هزار و چهارصد ساله را که بر دلم فشار مي آورد و هميشه با تو مي گويم : " يا ليتني کنت معک " را بر آورده کنم .
اي حسين (ع) ! در کربلا ، تو يکايک شهدا را در آغوش ميکشيدي ، مي بوسيدي ، وداع ميکردي ، آيا ممکن است هنگامي که من نيز به خاک و خون خود مي غلطم ، تو دست مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاري و عطش عشق مرا به تو و به خداي تو سيراب کني ؛ من از اين دنياي دون ميگريزم . از اختلافات ، از تظاهرات ، از خودنمايي ها ، غرورها ، خود خواهي ها ، سفسطه ها ، دروغ ها و تهمت ها ، خسته شده ام . احساس ميکنم که اين جهان جاي من نيست ، آنچه ديگران را خوشحال مي کند مرا سودي نمي رساند...
پ.ن : سلام...چطورين؟
جاي همگي خالي رفته بودم کربلاي ايران...
چند تا عکسم گذاشتم ، شايد خوشتون اومد!
متاسفانه اونجا به شدت مريض شدم
و کارم به دکتر
و آمپول
و سرم
و ... کشيده شد!!!
و حسابي حالم گرفته شد
، خيلي ناراحت شده بودم
، اما شهدا نذاشتن دلم بيشتر از اين بشکنه ...
حسابي روز آخر تحويلم گرفتن!
بماند چطوري!
طوري که همه ميگفتن کاش ما هم مريض ميشديم و ...!!!
ولي اصلا ربطي به مريضيم نداشت!
وقتش که برسه همه خبردار ميشين که چي شده و شهدا چي کار کردن...... 
خيلي برام دعا کنيد... راستي رحلت رسول اکرم (ص) ، شهادت امام حسن مجتبي (ع) و شهادت امام رضا (ع) رو هم به همه تسليت ميگم...
يا علي...

دو کوهه

فتح المبين

اروند کنار

نخلهاي بي سر تو همون اروند

شلمچه (عشقه منه!
)

مزار يه شهيد گمنام توي شلمچه(آخر عشقن!

...
)

طلاييه

شهداي هويزه

دهلاويه (يادمان شهيد چمران، همون جا که من رفتم زير سرم!
)

فکه

خاک فکه (عمرا بتوني راحت روش راه بري!
)

مقبره دانيال نبي توي شوش


امام سجّاد زين العابدين (ع) مى فرمايد :
چون حضرت فاطمه زهراء عليها السلام اوّلين نوزاد خود را به دنيا آورد، از همسرش امام على (ع) درخواست نمود تا نامى مناسب براى نوزادشان انتخاب نمايد .
امام على (ع) فرمود : من در اين امر هرگز بر رسول خدا (ص) سبقت نخواهم گرفت .
هنگامى که حضرت رسول (ص) وارد منزل شد، قنداقه نوزاد را تحويل حضرتش دادند .
ايشان به امام على (ع) خطاب کرد ، و فرمود : آيا اسمى برايش تعيين کرده ايد ؟
حضرت على (ع) اظهار داشت : يا رسول اللّه ! ما بر شما سبقت نخواهيم گرفت ، و حضرت رسول (ص) فرمود : و من نيز بر پروردگارم سبقت نمى گيرم .
در همين بين خداوند متعال توسط جبرئيل (ع) وحى فرستاد : اى محمّد ! چون على بن ابى طالب براى تو همانند هارون براى موسى است ؛ پس اسم اين نوزاد را همنام فرزند هارون قرار ده .
حضرت رسول (ص) پرسيد: فرزند هارون چه نام داشته است ؟
جبرئيل (ع) پاسخ داد : شُبَّر
حضرت رسول اظهار داشت : زبان من عربى است و زبان هارون عِبْرى بوده است ، جبرئيل پاسخ داد ، نام او را حسن بگذاريد .
و آن گاه رسول خدا (ص) در گوش راست نوزاد اذان ؛ و در گوش چپ اقامه گفت و سپس فرمود : خداوندا ! اين نوزاد را از تمام آفات و شرور شيطان رجيم در پناه تو قرار مى دهم .
پ.ن : سلام...نماز روزه هاي همگيتون مقبول حق
ان شاءالله که منم دعا ميکنيد ديگه موقع افطار
(سحر رو نميگم چون ميدونم اکثرا خودشون هم نميفهمن دارن چي ميخورن چه برسه به اين که بخوان منو دعا کنن!!!
عين خود من!!!!
) ولادت کريم اهل بيت ، امام حسن مجتبي (ع) رو پيشاپيش بهتون تبريک ميگم....

حقيقتش ميخواستم درباره ماه رمضون به روز کنم.... که اين مطلب رو يه جايي ديدم و....

التماس دعا...يا علي...

دردهاي علي بيش از ظرف درک و فهم ماست... داغ غربت علي کوه ها را از هم متلاشي مي کند . اما فراق فاطمه تنها علي را داغدار نکرد بلکه چشم فضيلتها در داغ آن محبوبه پيامبر خون گريست و ديدگان ارزشها همواره گريان آن مظلومه تاريخ ماند . امروز اگر آسمان دل ما هم ابريست ، اگر هواي چشمان ما هم به رنج فاطمه و غربت علي بارانيست ، اين تداوم همان گريستن هاي حسن و حسين و زينب و کلثوم است . آنان سر در آغوش و شانه پدر نهادند و گريه کردند و امروز ما در فاطميه اي به وسعت ايران سر بر شانه مظلوميت شيعه مي گذاريم و آرام آرام گريه ميکنيم... و به عشق زهرا دل خوشيم و از شهادتش دل خون .
هنوز هم سوالهاي ما بي پاسخ مانده است . مگر فاطمه تنها يادگار حضرت رسالت نبود ؟ مگر سينه اش بوسه گاه محمد نبود ؟ مگر پيامبر هر روز هنگام عبور از برابر خانه فاطمه به اهل آن سلام نمي داد ؟ مگر مودت ذي القربي و توصيه قرآن و اجر رسالت رسول (ص) نبود ؟ مگر خدا خشم و رضاي فاطمه را خشم و رضاي خويش قرار نداد ؟
پس چرا آن همه گريه و اشک ؟ پس چرا آن همه بيحرمتي به حريم فاطمه ؟ چرا آن همه جفا بر آل محمد ؟ شهر اگر شهر تو نيست پس حمله به آن خانه چرا ؟ مرگ جانسوز چرا ؟ دفن غريبانه چرا ؟
خدايا ! خداوندا ! يادگار فاطمه (س) را بر ما برسان تا عقده اي که به طول تاريخ مظلوميت شيعه بر صفحه دل عاشقان فاطمه (س) داغي دردناک حک کرده ، التيام بخشد...
رفتي اما زتو منظومه غم بر جا ماند
با دل خسته و بشکسته علي تنها ماند
التماس دعا... يا علي ... 




ميلاد نور مبارک 




التماس دعا... يا علي...
