خواهر جان اونجايي که ازش کتابامو خريدم خودش سيمي شده مي داد! جلدم کرده بود! ديگه نمي تونم جلداشو پاره کنم! امروزم رفتم جاي شما خالي دفترم خريدم..! نمي دونم مردم اين همه آت آشغالي رو که مي خرن واقعا تو يه سال تحصيلي مصرف مي کنن....! دختره اومده بود يه گوني دفتر خريده بود نمي تونست نگهش داره ديگه تو سال تحصيلي چطور مي خواست اينا رو حمل کنه خدا عالمه...!
آره ما تابستون کلاس تابستوني اجباري مي رفتيم و سختي زيادي رو يحتمل مي شديم! معلممامون رو هم اونجا ديديم!
ديگه دفتر نمي خواد بخري. دفترارو مي دم بهت. حله ديگه؟ شهرک به ما هم دوره ولي چه مي شه کرد امسال اينجا ثبت نام کردم. سال ديگه يه جايي ثبت نام مي کنم که نزديک شما باشه...!
آره راهنمايي هم بغل دبيرستانه....حيف.....