ميدونستم خوب نيستي اما فکر نميکردم تا اين حد باشه. 5شنبه هم ازت نپرسيدم چون هم وقت کم بود هم گفتم شايد نخاي درباره اش حرف بزني.
راس ميگي. اين يکي نميذاره به اون يکي فکر کنم. خودمم از دست اين تک بعدي بودن فکرم خسته شدم. اما خودشم ميدونه که فراموشش نکردم. نميدونم چرا از روز تولدش به اينور آرومم. شايدم بخاطر اينه که شايد خدا بخاد و واسه عيد قربان برم پيشش. نميدونم.......
اسپيکر هم ندارم.