پيام
+
يادش به خير ...

ساقي رضوان
90/1/19
ساقي رضوان
طلاييه...
ساقي رضوان
كيف داره رو به قبله اينطوري بشينه آدم روبرو گنبدش...
منتظر بيداري
پر از دعاي كميلي كارون...كجاست منزل ليلي جزيره مجنون؟!
ابوالفضل صياد
سلام خانم ساقي خوش اومدين رسيدن به خير. زيارت عرشيان گواراي وجودتون.
ابوالفضل صياد
سخن بگوي طلائيه باز دلتنگم / براي سجده سرخ نماز دلتنگم
ساقي رضوان
سلام جناب صياد.. ممنون ... كوچولو چطوره؟ بهتر شده؟؟
ابوالفضل صياد
ممنونم خداروشکر بهتره. دلم و هوايي کردين با عکس طلائيه. زيارت قبول
ساقي رضوان
پس بريد وبلاگم عكساي خودمم ببينيد! اينو دوستم گرفته
ابوالفضل صياد
رفتم و ويران شدم
ساقي رضوان
:(
ابوالفضل صياد
نظر دادم تو وب
ساقي رضوان
تو اي شهيد که نامت خلاصه ي پاکي ست * چقدر پيراهن خاکي تو افلاکي ست! // چـقـدر قمـقمـه ي خالي ات ، ادب دارد * هـنـوزن ام ابـالفضل ، روي لب دارد
شوق پرواز-ترنم
احسنت . . .
کوزت
کجاست؟
ساقي رضوان
طلاييه ديگه! نوشتم كه!
عطر ريحان
مارو که نبردن:(((
ساقي رضوان
جدي؟؟؟ راستيييييييييي زيارتت قبول! ما رو فكه نبردن:(( دو ساله فكه نرفتم:((
تمناي وصل
هي ي ي ي ...
محسن - قافله شهداء
سلام. زيارتتون قبول.... خوش به سعادتتوووون......
ساقي رضوان
سلام...ممنووووووووون :) واقعا چ حال و هوايي داشت نشستن اينجا :((
عطر ريحان
آره وقت نشد ببرن طلاييه:(( ممنونم گلكم زيارت تو هم قبول...با بچه هاي سايبري رفتيم.ولي همون معراج شهدا كه لحظه تحويل سال شهيد آوردن و شرهاني به كل سفر مي ارزيد.
ساقي رضوان
همون پلاكفايي ها؟
*ميثم*
زيارت مقبول باشه. خانم ريحان با كاروان ما بوديدانگاري؟ عجب
ساقي رضوان
:)) ظاهرا!
*ميثم*
به مسئولين اردو درباره آشنايي بچه ها با همديگر چند بار گفتم كه برنامه بذارن اما گوششون بدهكار نبود
ساقي رضوان
خب شايد كسي دوست نداشته شناخته شه:دي سخت نگيريد:)
عطر ريحان
بله با پلاکفايي ها بودم ...البته تو اتوبوس متاهلين؟ شما هم تو اون اتوبوس بوديد يا هنوز مجرديد؟
ساقي رضوان
آره با هم بوديد!:)) ايشونم با خانومشون بودن
عطر ريحان
منم دوست داشتم اين امکان فراهم شه که يه شناخت با همه اتفاق بيفته...اينکه دنياي مجازي تو چنين جايي به واقعيت تبديل شه خيلي جالبه
عطر ريحان
ساقي تو از کجا فهميدي؟؟؟
ساقي رضوان
كاري نداشت كه! ميرفتي دونه دونه از خانوما ميپرسيدي:دي
ساقي رضوان
چون خودم معرفي كردم بهشون اونجا رو:))
عطر ريحان
پس ميشه بگن كجاي اتوبوس نشسته بودن؟ منكه تا جايي كه يادمه آقا ميثمي تو اتوبوس ما نبود! من همسرم همون آقايي بود كه بهش ميگفتن شهيد زنده! :))) آخراي اتوبوس نشسته بوديم
ساقي رضوان
آقا ميثم بگيد:)) من ديگه ازوناش خبر ندارم:))
عطر ريحان
:))))))))))
*ميثم*
ما تو اتوبوس شهيد عماد مغنيه بوديم. بين راه ، اراك، سوار شديم. به احتمال زياد ديدمتون. شايد موقع نهار خوردن تو خرمشهر...
ساقي رضوان
:)) ريحان بيا شناسايي كن:دي
عطر ريحان
نه....ما تو اين اتوبوس نبوديم ..ولي مگه چندتا اتوبوس متاهلين بود؟! يه دونه بود که...احتمالا اونجا منم ديدمتون ...چون متاهلين رديفي کنار پارک نشستن!
ساقي رضوان
اي بابا! فك كنم اصلا با يه كاروان ديگه رفته بوديد ريحان:دييييييي
يک نفس عميق✿
سلام ساقي!
ساقي رضوان
سلام نفيس...چطوري؟
يک نفس عميق✿
خوفم! تو چطوري؟
ساقي رضوان
ميسي...جواب آخرين جوابم به كامنتت رو نداديا!:دي خوشت نيمد؟؟ -
عطر ريحان
نخيرم...كاروانمون همون بود ولي تو اتوبوس عماد مغنيه نبوديم....ف كنم اتوبوسمون شهيد خرازي بود...
ساقي رضوان
چرا ميزني حالا؟!
*ميثم*
اونجا كه رديفي نشسته بوديم، ما دومين زوج خوشبخت بوديم توي رديف و اولين كساني كه اونجا نشستند. از اون زاويه چند تا عكس هم گرفتم...
ساقي رضوان
زوج خوشبخت:))
*ميثم*
به گمانم داريم نزديك ميشيم...
ساقي رضوان
ان شا ء الله :)
181246-انتظار
غروبش چه صفايي داره!
ساقي رضوان
طلاييه؟ ما كه طوفان شد و نگهمون داشتن تو حسينيه ش! نزاشتن كسي بيرون باشه از بس فجيع بود:-اس
ساقي رضوان
نماز آيات خوندم:دي نميدونم واقعا ترسيدم يا نترسيدم..واقعا فجيعععععععععع بود طوفانش