ساقی رضوان ( یکشنبه 21/1/90 :: ساعت 11:30 صبح)



ببخش دیروز نشد خیلی کنارت بمونم...


چون فقط برای سید اومده بودم گلزار...


نمیدونم چرا 5 شنبه بدون اینکه بخوام نرفتم پیشش...


وقتی یادم اومد سالگردش بود و نرفتم پیشش یه جوری شدم...


حس بدی بود...


تا اینکه دیروز یهو خدا همه چی رو جور کرد...


یه مهمونی ِ خصوصی...


اونم زیر بارون...




پ.ن: تصمیمم رو گرفتم... میخوام برم... (مراجعه شود به پ.ن چند پست قبل)


پ.ن: این روزها خیلی خیلی دعا کنید ساقی رو!



التماس دعای فرج... یا علی...