سفارش تبلیغ
صبا

ساقی رضوان ( چهارشنبه 87/8/8 :: ساعت 12:51 عصر)

  

 

مسجد شجره....

  

  

نماز احرام.....نیت....تلبیه...

« لبیک اللهم لبیک

لبیک لا شریک لک لبیک

ان الحمد و النعمة لک و الملک

لا شریک لک لبیک »

 

 


کلیک کنید =>>>  

حالا دیگه مُحرم شدم...خدا کنه مَحرم هم بشم...صحرای محشر بود...همه سفید پوش..همه فقط برای خدا....



  

***

 ورود به مسجد الحرام از باب المروه...


***

قبله...کعبه... سنگ نشان...حجر...چشمانی خیس در سجده...



سری پایین... وقتی از اخرین پله پایین رفتم سرم رو که بلند کردم....الله اکبر..


 


الهی و ربی من لی غیرک.... دیگر اشکی نبود...!! آرامش مطلق... انگار تو بغل خدا بودم...کعبه تو نظرم خیلی کوچیکتر از اونی که فکرشو میکردم اومد!

کعبه یک سنگ نشان است که ره گم نشود......حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست


***

حالا طواف...

 

میچرخی و می چرخی و احساس میکنی که یک نقطه بودی و در این طواف یک خط پیوسته ای و احساس میکنی که هیچ نیست ، فقط او هست و تو عدمی هستی که وجود خود را حس میکنی...!

کعبه نقطه عشق است و تو یک نقطه پرگاری و دراین دایره سرگردان...!

کعبه بام پرواز به سوی خدا... طواف...عشق مطلق...همه او...

 

نماز طواف...پشت مقام ابراهیم...
برای اولین بار تو عمرم بود که با تمام وجودم از بندگی...از نماز که اوج بندگیمه چنان لذتی بردم که دیگه تکرار نشد...

 

 

سعی صفا و مروه...تلاش بر روی خاک....پا جای پای هاجر گذاشتن...هروله کردن...

  

  

وقتی تقصیر میکنی انگار دیگه هیچ وزنی از بدنت رو حس نمیکنی....انگار دیگه داری تو آسمونا راه میری...شدی فقط مال خدا....!

به دلیل بعضی مسایل طواف نساء رو دو بار انجام دادم... تازه توی دومین بار بود که طعم شیرین طواف رو حس کردم...آخه خلوتتر بود و ...بیشترِ حواسم به خدا بود و دعا بود و عشق بود و عشق بود و عشق...

  

  

 خدا جونم!

خانه خانه ی توست و حرم حرمِ تو و بنده بنده ی تو....بنده ی مذنب...!!

نماز توی حجر اسماعیل...استلام کعبه و مستجار و حجر و ... چه حلاوتی داره...

 



 

پ.ن:دلم گرفته و کم مانده تکه تکه شود...طوفانیست

پ.ن: آبجیا روزمون مبارککککککک...ایشالا شب میلاد بی بی توی حرمش دعاگوی همه تون خواهم بود و برای عاقبت به خیریتون دعا خواهم کرد....وااااااای بازم دوباره روبروی گنبد سبز جمکران و عقده از دل وا کردن...چه حلاوتی داره..ممنونم صاحبم

 

 


 

 

بار اولی که طواف کردم نمیدونم چرا یه جورایی به دلم اون طور که باید نچسبید!!(خدایا نمیشد اونجام خانوم ها و آقایون جدا میشدن؟!!!)

 

 

 

 

لبیک....اللهم لبیک...خدایا دارم میشم برای خودت...از همه چیز کندن و فقط برای تو شدن و بودن...






سفارش تبلیغ
صبا