• وبلاگ : نجواي شبانه
  • يادداشت : ما سائليم و رضا(ع) پادشاه ماست
  • نظرات : 32 خصوصي ، 88 عمومي
  • پارسي يار : 2 علاقه ، 2 نظر

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    زيارت قبول

    دفعه اخر که رفته بوديم يه بنده خدا يه چيز گفت خنديدم...گفت مسخره ميکني؟مگه نگفتن نک سفره هم ازما بخواهيد..وقتي رفتم ي روز صب برميگشتم نمک برا غذا ميبردن يه پيرزنه اصرار کرد بهش دادن و کيسه گذاشتن يه گوشه برا بقيه ياد اون بنده خدا افتادم ...رفتم سرکيسه نامردي نکردم و کل کيسه برداشتم:((همچنين الطاف روزهاي ديگه

    منم ميخام...

    پاسخ

    الهي...