سلام ......از اينجا رد ميشدم....گفتم يه نظري هم بذارم واسه اين پستتون!
راستشو بخواين يه کوچولو بهتون حسوديم شد....معلومه خيلي عاشقينو زود به زودهم طلبيده ميشين...نه اينکه کسايي که دير به دير زيارت ميرن عاشق نباشن، نه!ولي خب قدر اين زيارتهاي پشت سر هم رو هر کسي نمي دونه....از نوشته هاتون چه تو اين پست چه توي پستاي ديگه معلومه که از دلتون بلند ميشه.... صاف و صادقانست....مخصوصا اين آخري که در مورد مشهد بود!
ايشالا هر حاجتي که دارين اگه به صلاحتونه خدا بر آورده کنه...اين وسط اگه يه چيزي هم به ما رسيد شاکريم!
زيارت قبوووووووووووول دوستم!
واي که نميدوني چقده بهت حسوديم شد وقتي روبرو گنبد و پنجره فولاد تک زدي!ممنون که به يادم بودي...
اين عکسات..............خب آدم دلش ميخوااااااد ديگه!!
سلام مشهدي خانم!
زيارت گواراي وجود!مرسي که به يادم بودي!
هي ساقي جان داشتم به "قل سايه" علاقه مند ميشدم که لو رفت يعني خودم لوش دادم!(شايد اميدي باشد که هنوز کساني پي نبرده باشند به آن)
زيارت قبول
دفعه اخر که رفته بوديم يه بنده خدا يه چيز گفت خنديدم...گفت مسخره ميکني؟مگه نگفتن نک سفره هم ازما بخواهيد..وقتي رفتم ي روز صب برميگشتم نمک برا غذا ميبردن يه پيرزنه اصرار کرد بهش دادن و کيسه گذاشتن يه گوشه برا بقيه ياد اون بنده خدا افتادم ...رفتم سرکيسه نامردي نکردم و کل کيسه برداشتم:((همچنين الطاف روزهاي ديگه
منم ميخام...