سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

ساقی رضوان ( جمعه 89/5/15 :: ساعت 7:27 عصر)

 

 

سلامٌ علی ساکن کربلا ... پر می زنه دلم برای کربلا ...

 

 

پ.ن: آجی! یادت نره دل منو با خودت بردیا...الان هم سامرا رفتی هم کاظمین...الان پیش مولا علی.ع. هستی...الان کمتر از دو روز مونده تا برسی به کرببلا...الان چه زود رسیدی به اونچه که گلایه کرده بودی...الان من دلتنگم...الان اشکام دلشون میخاد پلکامو پس بزنن و سرریز شن...الان قلبم داره یه راهی پیدا میکنه تا بیاد بیرون از سینه...الان میدونم داری عقده هاتو وا میکنی...تموم اون چیزایی که دلتو تنگ میکنن همیشه...جای خوبی پیدا کردی...بگو...به مولا بگو...اگه نگی باید بری یه چاه برا خودت پیدا کنیا....پس بگو... الان...

کاش... هوای دلمو داشته باش آجی...

 

 

التماس دعای فرج...یا علی...

 




ساقی رضوان ( یکشنبه 89/4/13 :: ساعت 5:46 عصر)

 

 

هیچ میدانی

سردیه شبکه های ضریحت

آتشفشان قلبم را دواست...؟!

هیچ میدانی

چقدر بی تابم وقتی تو نشانه ای را نشانم میدهی

اما این منم که...

هیچ میدانی

نگاهم که به ترمه ی سبز روی مزارت بود

نگاهم که به پول های درون ضریحت بود

نگاهم که به گوشه ی ششم مزارت بود

تمام دنیا مال من بود

هیچ میدانی

...

هیچ میدانی

...

آری

میدانم که میدانی!

که اگر نمیدانستی

نامت که ارباب نبود!

بود؟!

میگفت بهشتم ایوان طلای توست!

اما من میگویم بهشتم نگاهی به ضریح توست!

چون وقتی نگاه به ضریحت باشد

انگار که در آغوش توام!

انگار که...

ارباب تمامیه نظرهایت را سپاسگذارم...

حتی همان هایی که فقط محض تلنگر به من است...

محض...

 

 

*کربلا اگر می روی هر آنچه داری ببر

نداریت را میگویند...

 

 

پ.ن: فاطمه...فاطمه...صدایم را بشنو...تو که هم اکنون ایوان نجف را نظاره ای...

التماس دعای فرج...یا علی...

 




ساقی رضوان ( چهارشنبه 88/9/25 :: ساعت 4:18 عصر)

 

اذنی بده حسین گدای درت شویم
جان در رهت نهاده فدای سرت شویم
افراشته ایم در عزای تو ما پرچم سیاه
تا رو سفید نزد تو و مادرت شویم

 

سلام...شکر خدا رفتیم و برگشتیم...اما باز هم رامون ندادن بریم سامرا...وقتی روزیت نباشه نیس دیگه...هر کاریم کنی...حتی اگه یه نفر بگه خودم میبرمت!

کربلا رو باید دید...نمیشه تعریفش کرد..انشاءالله همه برن و ببینن...

 

 

 

 

 

 

 

ارباب...شکر... حتی همون بار اول که قلبم داشت می ایستاد...حتی همون وقت که مبهوت بودم که چرا به جای حرم عباست توی حرمتم! حتی همون وقتی که صدای ضربان قلبم رو میشنیدم...ممنون که خودت آرومش کردی...ممنون...ممنون که خاستی از غذای حرمت بخورم....عباست که دیگه سنگ تموم گذاشت... توی حرمش رام داد و... ارباب هنوزم که هنوزه مبهوتم...یه هفته پیش نزدیک بود وصالم و الان دارم فکر میکنم که واقعا بیدار بودم این 10 روز؟!... بارونم که مثل پارسال باریدن گرفته بود... هم نجف هم کربلا... خدا کنه تسبیحم برا همیشه بمونه نجف...خدا کنه کسی بیرون از حرم نبرش... تسبیحی که همه جاهای زیارتی رفته بود اونم چند بار... خوش به حالش...اون موند و من...

 

از کربلا که بیایی خواهی فهمید فراق بهشت با آدم چه کرد.....

 

التماس دعای مخصوص ایام عزای ارباب...یا علی....

 

 




ساقی رضوان ( چهارشنبه 88/9/11 :: ساعت 2:30 عصر)

در خلوت دل محرم و همراز حسین است

شاهی که به سائل نکند ناز حسین است

 

 

انشاءالله راهیم....حلال کنید و دعا....یا علی...

 

 




ساقی رضوان ( پنج شنبه 87/11/3 :: ساعت 1:25 عصر)

 

اللهم الرزقنا شفاعة السفینة النجاة...

 

بالهایم را گشوده ام...

 

پ.ن : الهی شکر که بعد دقیقا یک ماه ، دیشب دوباره اون عطش اومد سراغم! ارباب... چقدر دوس دارم بی تابی براتو... اشک ریختن براتو... نگیر از من این لطفتو... هیچی برام لذت بخش تر از این نیست... شرمنده ام ارباب... ممنون که وسیله ای ساختی برام برا مجنونیتی دوباره...!ممنونم از اون وسیله...!

پ.ن : خدایا! دلم تنگه برات... این از دست دادن عزیز رو آخرین قرار بده و رخصتی بده تا به همیشه در آغوشت.... خدایا دلم بهانه ای جز تو نداره...! الهی این امتحان احتمالی رو فقط به این امید تحمل خواهم کرد که انتهاش آغوشت باشه و گرنه من کجا و تاب آوردن کجا...؟!

 

این تصویر مخاطبی خاص دارد! ( وقتی دلم تنگه برا کرببلا.....)

 

التماس دعا.... دعا کنید هر چه زودتر در آغوش خدا قرار بگیرم... طاقتم تموم شده!

 

یا حسین... 




ساقی رضوان ( دوشنبه 87/10/16 :: ساعت 3:31 عصر)

 

 

این چه غمی است نهفته در نام تو که بی اختیار دل ها را می شکند و اشک را در پشت پلکها بی قرار می کند و آسمان چشم را بارانی؟!

این گریه دست ما نیست...

اختیار اشک در این مصیبت با ما نیست...

ما برای ثواب گریه نمکنیم...چه کس میتواند برای ثواب گریه کند؟

گریه کردن بال بسته می خواهد...

دل شکسته میطلبد...

ما دق میکنیم اگر برای تو گریه نکنیم....

یا لیتنی کنت معک فافوز فوزا عظیما...

 

پ.ن : این تصویر از حرمت احلی من العسله!

پ.ن : ارباب این دومین ساله که توی ماه محرم داری بهم نشونه نشون میدی!..... حکمتش چیه....؟! هر چی که هست شکر گزارتم... ماه رمضون با اون عظمتش در برابر محرمت سر خم میکنه....

پ.ن : بس که نالیدم دلم شش گوشه شد...

پ.ن : ...............

 

 

این شبا خیلی برا ظهور مولا دعا کنید..... یا حسین....

 




ساقی رضوان ( دوشنبه 87/10/9 :: ساعت 2:57 عصر)


هر قلب به سینه قبله گاهی دارد

هر قبله برای خود خدایی دارد

اما ز درون خانه می گفت خدا

ایوان نجف عجب صفایی دارد

 

 

 

فضای دل من حرم با صفاته

چشای تر من مثل رود فراته

نمازمو وقتی میخونم تو قنوتم

دعای دل من دیدن کربلاته

 

 

 

داره باروووووووون می باره.....

 

  

علمدار.....کاش این بارون اون روز بود....

 


پ.ن : نشد که بشه بمونم تا ابد...ارباب این دفعه بیت عتیق نذاشت....اما دفعه بعد میگیرم ازت....

پ.ن : دلمو بستم به شش گوشه تو اومدم....برا همینه که انقدر آرومم...چون دل ندارم....اگه دلم باهام بود....مخصوصا که این محرمم برام مثل سالای قبل نیست و اشکای کمی میتونم برا مظلومیتت بریزم... ارباب همه میگن خوش به حالم! اما خبر ندارن که چه توفیقایی رو ازم گرفتی!!! خبر ندارن که اذنم نمیدی... خبر ندارن که... ارباب... امروز روز اول محرمه... ممنون که حداقل این یه روز رو اجازه دادی برات اشک بریزم....برا مهدیت... برا.... ارباب...با بی دلیم عقلم داغونه!!! ارباب خودت به فریادم برس....مگه نمیگن هر کی زیر قبه دعا کنه دعاش مستجابه؟!....مگه نمیگن....مهدیت مگه نگفته......؟!؟

پ.ن : حرمت فوق جنانه...بی کرانه....آخه چیزی که عیانه چه حاجت بیانه...

پ.ن : کنج حرم دویده ام......هیچ کجا برای من کرببلا نمی شود...

پ.ن : دعای گوی دوستان بودم تا جایی که مخیله ام کنجاند!!!  کم بود....اما شکر...

پ.ن : واقعا حلاوت داره اشک توی چشم و بالای سر ارباب و الهی بحق الحسین......

پ.ن : مهدی.... بازم نبودت آزارم داد.... آقا دق میکنم آخر.....اما خدا رو شکر میکنم که هستی...همیشه و همه جا....

پ.ن : عباس... شرمندتم... نمیتونستم دل بکنم از اخات!! حلالم کن قطیع الکفین....

پ.ن : ولایة علی ابن ابی طالب.....(این عکس هم مخاطب خاص داره...)


شرمنده که پی نوشتام انقدر زیاده... هر کی توی هر خیمه ای رفت این روزا برا همه ی بی دلا دعا کنه

 

یا حسین...

 




ساقی رضوان ( پنج شنبه 87/9/21 :: ساعت 11:59 صبح)


خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد
آرزومنــــــد نـــــگاری به نـــــگاری برسد
 


 

 

40 روز داره تموم میشه...40 روز انتظار با اشک... 40 روز پیاپی یادت... 40 روز امید و عشق و حسین و ...

ارباب یادمه اون روزایی که از مدینه به مکه حرکت کردی منم حرکت کردم...

چه خوش بود اون روزا... پا جای پای شما گذاشتن...

الانم که حجت رو به ظاهر نیمه تمام گذاشتی (حرم را از حرم کردند بیرون...) و راه کربلا رو در پیش گرفتی که کاش نرفته بودی (کوفیای بی مروت...) ان شاءالله منم دارم میام...

ارباب مدد کن تا مثل خودت وقتی که به کربلا رسیدم ، لب تشنه ، شهید بشم(با خون وضو بگیرم...!!) و در کنارت تا قیام قیامت بمونم...

.

.

.

.

پ.ن : تیر محبت تو را منم نشانه یا علی.......گرفته بر زیارتت دلم بهانه یا علی

پ.ن : به خدای کعبه سوگند همه حج من حسین است......به دو صد منی نبخشم عرفات کربلا را

پ.ن : عکس گنبد تو روبرومه هر شب..........صاحبم تو هستی ای کفیل زینب

پ.ن : مهدی جان! آخر امضا رو از بابات گرفتی.... همیشه کلید درهای بسته بودی و هستی...کاش میشد سرداب.......

پ.ن : یا غریب الغربا... یادم نمیره که سلامت رو به جگر گوشه ات و پدرت برسونم...

پ.ن : بی بی جان... قولایی که بهت دادم توی دمشق یادم هست....

پ.ن : همه و همه اونایی که کدورتی از من به دل دارن حلال کنن... آخه قراره بریم شهید شیم!! قول میدم اون دنیا شفاعتشون یادم نره!!!

هر کی با مولا و ارباب و کفیل الحوراء و ابن الرضا و باب الحوائج کار داره در خدمتم...(به همین خاطر یه هفته زودتر اعلام کردم...)

 

دعا کنید با معرفت به حقشون برم زیارتشون...

یا حسین...

 

*****************************************

دوشنبه 25 آذر

 

أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسادِ الْعارِیاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الْجُسُومِ الشّاحِباتِ، أَلسَّلامُ عَلَى الدِّمآءِ السّآئِلاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ، أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُشالاتِ، أَلسَّلامُ عَلَى النِّسْوَةِ الْبارِزاتِ،أَلسَّلامُ عَلى حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ،

سلام بر آن جسـدهاى عـریان و برهـنه ، سـلام بر آن بدن هاى لاغر و نحیف ، سلام بر آن خون هاى جارى ، سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده ، سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نیزه ها)، سلام برآن بانوانِ بیرون آمده (از خیمه ها)، سلام بر حجّتِ پروردگارِجهانیان،

أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ

سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده، سلام بر آن گونه خاک آلوده، سلام بر آن بدنِ برهنه ، سلام بر آن دندانِ چوب خورده ، سلام برآن سرِ بالاى نیزه رفته

 

 

 

و من دل تو دلم نیست....ارباب خودت به داد برس....

 

 

 

 




ساقی رضوان ( پنج شنبه 86/11/4 :: ساعت 11:38 صبح)




ای گشته از نام تو زیبا ، معراج خونین شهادت
پر میکشم تا  بی کران ها ، تا پشت پرچین شهادت

ای باور ناپیدا در زلال دعاهایم...
تو روح کمیلی ، تو روح ندبه ای و تو روح جوشن کبیری بر تن نورانی شب های قدر...
مگر میشود از الف «افتتاح» تا سین «سحر» دل به آرامش دعا بسپارم اما به یاد تو نباشم ؟!
مگر میشود به آسمان «یس و طه» چشم بدوزم ولی دل به تماشای گلدسته های کربلای تو نسپارم؟!
به خدا قسم که خون خدایی ، ای کشته اشکها ! ای حسین(ع) ! در این ماه محرم با تو نجوا میکنم و برای تو عاشقانه اشک می ریزم...

یا قدیم الاحسان بحق الحسین(ع).... آزمون عشق را ، استادی همچون حسین(ع) عطا کن و ما را جرعه نوش شریعه کربلا کن که ما عاشق حسینیم...

پ.ن : سلاااااااام...عزاداریاتون مقبول حق...
 بازم نجوا شروع شد! البته این پست ، اول به دعوت ارباب و مولامون امام حسین(ع) و بعد یکی از وبلاگ نویسان محترم، آقای کربلایی محمد علی ، صاحب وبلاگ
ایران اسلام  زده شده... از ایشون تشکر میکنم که باعث شدن با آقا یه کمی نجوا و کمی کمتر عقده دل وا کنم!
از دوستایی هم که این مدت منو از یاد نبرده بودن و دلشون نجوا میخواست! تشکر ویژه میکنم...
التماس دعای زیادددددددددد...یا علی...




ساقی رضوان ( شنبه 85/10/30 :: ساعت 11:13 صبح)

 


ای خدای ابا عبدالله ! یا لیتنا کنا معک . ما را آکنده از صداقت و اخلاص کن...

ای خدای عباس ! تنها تویی که میتوانی عشق را با جنگاوری و ادب را با دلاوری در وجود کسی متجلی کنی ! ما را به دست ساقی ابوفاضل از این فضایل سیراب کن...

ای خدای زینب ! تو را به عظمت زینب سوگند که جلوه ای از جلال او را به مردان و زنانمان بنما تا جلوه های فریبای دنیا در نگاهشان رنگ ببازد...

ای خدای ذوالجناح ! وقتی که اسبی در آستان حسین به معرفتی چنان دست می یابد ، روا نیست سالکان کوی او محروم از معرفت بمانند 

ما را تا کمترین پایه معرفت حسین تعالی ببخش...

ای خدای کربلا ! ما را روز به روز به این کربلایی که مقربانت را جام بلا بیشتر می دهی آشناتر کن...

ای خدای عاشورا ! داغ فرزندان حسین را و مصیبت شیعه را به ظهور حضرت منتقم تسلی بخش... ای خدای کربلا........

پ.ن : تسلیت میگم ایام محرم رو به همه عاشقان کربلا... توی عزاداریاتون منم دعا کنید... یا علی...

 

*اللهم عجل لولیک الفرج*

 




<   <<   6      


سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا